تبلیغات
Hot PC Games
Hot PC Games



این وب برای همیشه به این آدرس منتقل شد :
http://madworld.blogfa.com

زانو بزنید ... Dragon Age Origins وارد می شود ...

حدود دو ماه است كه من به صورت دیوانه وار بازی ای به نام Dragon Age Origins را انجام می دهم . تاكنون دو بار این بازی بسیار طولانی را تمام كرده ام ولی هنوز هم سیر نشده ام ! یادم نمی آید هیچ بازی ای تا این اندازه مرا معتاد كرده باشد ، شاید دو بازی Fallout 3 و Diablo 2 این حس را در من به وجود آوردند كه سرگرم كننده اند ولی هیچ كدام از دو بازی فوق به اندازه ی Dragon Age Origins مرا دیوانه ی خود نكردند ! در این مقاله نگارنده به بررسی و موشكافی پیكره ی Dragon Age Origins می پردازد و عوامل موفقیتش را بررسی می كند تا شما متوجه شوید كه چرا گیم اسپات به این بازی نمره ی 10 داده است . از سیستم نقش آفرینی بازی شروع می كنم : بیش از هر چیز دیگری در این بازی اكشن مهم است ، پس فنون شما مهم هستند . با كسب تجربه می توانید به ارتقای مهارت های پایه و همچنین مهارت های فرعی مانند : تكنیك های جنگی ، محلول های جادویی ، قابلیت های جنگی و ... بپردازید و در نهایت هم فنون جدید را كسب كنید . ارتفای فنون مرحله ی حساسی است چون بسیاری از گیمر ها به ارتقای پراكنده ی مهارت ها می پردازند و با این كار كاراكتری بدردنخور و ضعیف می سازند و وقتی كه با این كاراكتر نمی توانند مبارزات را ادامه دهند ، به تمام بروبچ بایوور دشنام می دهند ! البته Dragon Age Origins بازی بسیار سختی است و هر كسی نمی تواند آن را بازی كند ولی یكی از دلایل سختی این بازی ندانستن نقش آفرینی از سوی گیمر هاست . وقتی نقش آفرینی ندانید و بخواهید كه فقط كلیك كنید مسلما بالاخره در یك مبارزه ی طولانی و خفن گیر خواهید كرد ! از آنجایی كه به مانند یك بازی استراتژی شما فقط دستور می دهید و كاراكتر ها خودشان مبارزه می كنند ، این عمل به مذاق بسیاری از اكشن دوستان خوش نمی آید و باعث می شود كه از مبارزات فرار كنند . در عین سخت بودن مبارزات ، به شدت لذت بخش هستند .

اگر از عنصر Loot در بازی دیابلو خوشتان می آید دیوانه ی این بازی خواهید شد ! زیرا آنقدر آیتم های گوناگون به صورت فله ای از دشمنان میریزد كه نمی دانید باید كدام را بردارید ! حتی ممكن است پس از یك مبارزه با دشمنان بیش از 50 آیتم مختلف از آنها به دست آورید ! با كمك تكنیك معجون سازی می توانید با كمك مواد اولیه آیتم های مختلفی اعم از بسته های سلامتی ، انواع و اقسام محلول هایی كه میزان مقاومت شما را بالا می برند ، انواع گوناگونی از آیتم های گرانبها كه میتوانید به تجار آنها را بفروشید و ... را بسازید . اكنون وارد بحث اعتیاد می شوم ! یكی از دلایلی كه بازی نمی گذارد از پای PC بلند شوید همین اعتیاد به بازی است . شاید به بهانه ی یك ربع بازی بیشتر پای بازی بنشینید ولی وقتی كه سرتان را بالا كنید می فهمید كه ساعت ها گذشته است ! دلیل این امر هم حرص و طمع شما برای مرتبه گیری و همچنین به دست آوردن آیتم های بیشتر و قوی تر است . پول در بازی چیز ارزش مندی است . به دست آوردن پول در بازی بسیار سخت است و امكان ندارد كه پس از پایان بازی پولی داشته باشید تا بتوانید حتی یك بسته ی سلامتی بخرید ! چون بازی آنقدر بالانس است كه هر چیزی كه به دست می آید به یك دردی می خورد و پول هم باید به یك دردی بخورد ! هدف از انجام ماموریت های فرعی همین پول است . چون همه ی سلاح ها و یا زره های قوی را باید خودتان با پول خودتان در بازی بخرید و گشتن در محیط بزرگ بازی برای یافتن یك زره قوی هرچند بی ثمر نیست ولی خیلی زحمت دارد .

حماسی تر از ارباب حلقه ها و دیدنی تر از آواتار !

یكی از مواردی كه به طور قطع هر كاربری را به خودش جذب می كند داستان فراموش نشدنی بازی است . در درجه ی اول باید خاطر نشان كنم كه دنیای این بازی و همچنین ایده های آن تقلیدی درست و حسابی و بدون عیب و نقص از سه گانه ی ارباب حلقه های پیتر جكسون است . تالكین ، خالق رمان ارباب حلقه ها حتی در خواب هم نیمی دید كه یك بازی با الهام از رمانش بتواند داستانی خلق كند كه تا مدت ها در ذهن همه بماند . بگذارید داستان را به طور خلاصه بیان كنم :

( دوستانی كه نمیخواهند از داستان بازی و چند و چون آن مطلع شوند و هنوز این بازی را تجربه نكرده اند پاراگراف زیر را مطالعه نفرمایند . )

شاه كیلن پادشاه فرلدن بر سرزمینی حاصل خیز و مردمانی نیكو سرشت فرمانروایی می كند . سرزمینی بسیار وسیع و دارای آب و هوایی متنوع ، كه از نظر منابع طبیعی بسیار غنی است . سپاه تاریكی كه دارك اسپان نامیده می شود ، به رهبری اژدهای خبیثی به نام آرچ دمون به فرلدن حمله می كنند و به قتل و غارت می پردازند . شاه كیلن از همه ی مناطق امپراطوری خودش درخواست كمك می كند تا با یورشی عظیم سپاه تاریكی را در هم بشكند . قلعه ی ردكلیف ، شهر دنریم ، جنگل های برسیلین ، قلعه ی جادوگران و شهر زیر زمینی ارزامار به كمك امپراطورشان شتافته و از تمام مناطق سپاهی عظیم به طرف استاگار كه شاه كیلن در آنجا است حركت می كند . در این میان گروهی به نام گری واردن تشكیل می شود كه هدفش كمك خالصانه به شاه و انجام ماموریت های ویژه است . كه البته در پایان بازی هدف اصلی تشكیل این گروه فاش می شود ولی به خاطر اینكه این مطلب یك سورپرایز تكان دهنده است از بازگویی آن معذورم ! گری واردن ها افرادی كار آزموده و همه فن حریف هستند كه به كمك هم می توانند بر همه ی مشكلاتشان غلبه كنند . شما به عنوان یك گری واردن تربیت می شوید و سپس راهی استاگار می شوید تا جنگ را به نفع شاه كیلن تمام كنید . اما همه چیز طبق نقشه ی شاه پیش نمیرود و شما در انجام ماموریتتان شكست می خورید و در جنگ مجروج شده و بی هوش می شوید . در طرف دیگر شاه كیلن در یك نبرد حماسی و نفس گیر تا آخرین نفس با دارك اسپان ها میجنگد ولی تمام افرادش می میرند و خودش در میان دشمنان اسیر می شود . دارك اسپان ها در حركتی نا جوانمردانه تمام افسران و سرداران سپاه شاه كیلن را به اسارت می گیرند و خود شاه كیلن را هم به فجیع ترین شكل ممكن در میدان نبرد میكشند . در این صحنه كه بسیار هم احساسی كار شده شاه كیلن با تمام وجود برای مقابله می جنگد ولی دشمنان هركدام از پشت و یا جلو به شكم وسر او نیزه و تیر پرتاپ می كنند و شاه كیلن می میرد ...


دارك اسپان ها در تمام سرزمین های اشغال شده زندان های مخوف و همچنین شكنجه گاه های دهشتناك می سازند و شوالیه ها و سرداران سپاه شاه كیلن را در آنجا شكنجه می كنند . اما شما توسط دختری به نام موریگان نجات پیدا می كنید و پس از آشنایی با او از نتیجه ی جنگ با خبر میشوید . پس از آن تصمیم می گیرید تا تمام مناطق فرلدن را دوباره با هم متحد كنید و آزادی را دوباره به فرلدن برگردانید . در طول این سفر دور و دراز شما با افراد مختلفی آشنا می شوید كه هر كدام پیش زمینه ی داستانی مفصلی دارند . موریگان ، الیستر ، استن ، لیلیانا ، اگرن و دیگر همراهانتان كه همیشه در كنارتان می جنگند . در این بین شما باید تمام مناطق را نوبت و نوبت آزاد كرده و با هم متحد كنید تا با یورشی دوباره فرلدن را آزاد كنید . اما اتفاقات مختلفی برایتان می افتد و شما را با اتفاقات جالبی آشنا می كند . پس از چندی شما به زندان ها و شكنجه گاه های دارك اسپان ها می رسید و باید آنجا را از وجود دشمنان پاك كنید . یكی از تاثیر گذار ترین مراحل بازی در این قسمت رخ می دهد و شما دوستان قدیمی خودتان را می بینید كه آنقدر شلاق خورده اند كه زرد شده اند ، بعضی از آنها چشم یا گوش ندارند ، به تمام دختران اسیر شده تجاوز كرده اند و یا آنقدر آنها را داغ كرده اند كه پوستشان دیگر سیاه شده است .

این قسمت به جرات بعد از قسمت پایانی بازی بهترین ماموریت تمام بازی است . اما شما بالاخره موفق می شوید كه تمام مناطق را متحد كرده و از طرف همه ی مناطق سپاه بخواهید . آنشب شما به همراه شاهزاده الیستر در قلعه ی ردكلیف به تجدید قوا می پردازید تا فردای آن شب حمله را آغاز كنید . در هنگامی كه شما به بستر میروید تا بخوابید دوست خوب و همراه وفادارتان موریگان را در تخت خودتان می بینید . احساسی ترین و حتی گریه دار ترین قسمت این داستان پر پیچ و خم اینجا رخ می دهد . شما با موریگان به گفت و گو می پردازید و موریگان به شما می گوید كه می خواهد امشب را با شما بخوابد و از شما باردار شود . سپس در توضیح می گوید تا میخواهد نسل گری واردن ها را زنده نگه دارد و خون شما در رگ های یك نسل دیگر جاری باشد . در این لحظه شما به او میگویید كه شما با او ازدواج نكرده اید و نمی توانید این كار را انجام دهید و در جواب موریگان یكی از زیباترین دیالوگ های ممكن را ادا می كند :

" آنقدر در گناه و فساد غرق شده ام كه نمی دانم كدام كار صحیح است ، امشب هم به حساب شب های دیگری برود كه در حال گناه بودم ... "

در نهایت موریگان شما را راضی می كند كه تا صبح با او باشید و نخوابید . در های اتاق را می بندد ، پرده ها را می كشد ، لباسش را عوض می كند و شمع كوچكی را روشن می كند . در این سكانس كه با موسیقی فوق العاده ای همراه است ، هدف سازندگان صرفا نشان دادن صحنه های اغواگرانه و یا محرك جنسی نیست ، بلكه می خواهند عمق گناه این عمل را نشان دهند كه یك دختر چگونه حاضر می شود بدون ازدواج چنین عملی انجام دهد و یك انگ بزرگ است برای جامعه ی متمدن غرب . فردای آن شب سپاهی بزرگ به رهبری الیستر به سمت شهر دنریم كه غرق در آتش است حركت می كند تا همه چیز را مشخص كند . یا می میرید یا با افتخار باز می گردید . در مرحله ی پایانی بازی شما در شهر نفوذ كرده و راه را برای ورود سپاه خودتان هموار می كنید و سپس به همراه سپاهتان به دل دشمنان زده و در نهایت با اژدها ی مخوف ، آرچ دمون مبارزه می كنید و او را شكست می دهید . دارك اسپان ها شكست سختی خورده و در عین فرار قتل عام میشوند . حماسی ترین صحنه ی كل بازی و حتی تمام بازی های نقش آفرینی چند سال اخیر در صحنه ای است كه آرچ دمون كشته می شود و شما فرار دارك اسپان ها و خوشحالی سپاهتان را نظاره می كنید ....

شنیدنی تر از تمام اصوات ...

در خطوط ذیل بنده گلچینی از دیالوگ های این بازی را قرار داده ام تا خودتان در مورد كیفیت آنها قضاوت كنید :

موریگان خطاب به شما در شب قبل از حمله ی نهایی : عشق به تو و عشق به سرزمین و وطنم تمام وجودم را فرا گرفته . فردا شاید من در كنار تو نباشم ولی در این لحظه نمی خواهم تو را با هیچ چیز عوض كنم ...

شاه كیلن خطاب به دارك اسپان ها قبل از كشته شدن : ای نادانان ، به خودتان بیایید ... شما بازیچه ای هستید كه امروز شما را میخرند و فردا شما را میشكانند . فرلدن نابود نخواهد شد ... تا من زنده ام ... تا این مردم زنده اند ...

الیستر قبل از حمله ی پایانی خطاب به سپاه خودش : وعده گاه ما اینجاست ... هدف غایی اینجاست ... اگر مردیم با افتخار است و اگر زنده ماندیم با سرافرازی ...

خب از دیالوگ های بالا برداشت می شود كه به طور قطع دیالوگ نویسان بایوور شاهكار ساخته اند ولی این امر به صداگذاری بازی محدود نمی شود .


زانو بزنید ، PC وارد می شود ...

جدا از قابلیت سیو كردن لحظه به لحظه در نسخه ی PC گرافیك این نسخه با نسخه ی كنسولی قابل مقایسه نیست ! كیفیت بافت ها ، نورپردازی ها و از همه مهم تر رنگ پردازی بازی در نسخه ی PC بسیار عالی است . اما در نسخه ی Xbox 360 تمام موارد فوق دارای كیفیت پایین می باشند و از همه مهم تر كنترل بازی بسیار سخت تر است . روان اجرا شدن بازی به همراه باگ های انگشت شمار در نسخه ی ابتدایی بازی ( در اولین پچ تقریبا باگی در بازی از نظر گرافیكی وجود نداشت ! ) و همچنین كنترل كم نقص و سریع به همراه دوربین ایزومتریك كه در نسخه ی كنسولی وجود ندارد ، كاری كرده اند كه Dragon Age Origins زیباترین بازی ایزومتریك تاریخ از نظر گرافیكی لقب بگیرد . قابلیت دوربین سوم شخص هم وجود دارد كه البته به خوبی دوربین ایزومتریك نیست ولی دراین زاویه هم گرافیك بازی استثنایی است . همان طور كه می دانید اكثر بازی های ایزومتریك گرافیك تكنیكی ضعیفی دارند ولی در Dragon Age Origins وقتی از نمای ایزومتریك بازی می كنید ، احساس می كنید كه در حال انجام یك كرایسیس نقش آفرینی هستید .

ختم كلام ...

Dragon Age Origins بازی كردن و حتی نگاه كردن كار هر كسی نیست . بازی در آسان ترین درجه ی سختی هم وحشتناك است و سیستم نقش آفرینی پیچیده ی آن مبتدی ها را وحشت زده می كند ! اما اگر از گیمر های قدیمی RPG باز هستید این را بدانید كه با بهترین بازی نقش آفرینی غربی تاریخ سر و كار دارید ...

عاشق همه ی شما

پرهام



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 اسفند 1388 توسط پرهام فروزان | نظرات ()